السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
46
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
قصاص جنايت قطع دست از بازو ، بريدن آن از آرنج است . جنايتكار نسبت به باقىمانده بايد ارش ( - - ) ارش ) بپردازد . « 3 » ديهء دست بدون كف كه از بازو قطع شده نصف ديهء دست « 4 » ( 250 دينار ) و ديهء شكستن استخوان بازو ، يك پنجم ديهء دست ( صد دينار ) و در صورت بهبود آن بدون عيب ، بنابر مشهور ، چهار پنجم ديهء شكستن آن ( هشتاد دينار ) است . مقابل مشهور ، قول به ثبوت يك پنجم ديهء دست است . « 5 » ( - - ) دست ) باشق - - ) باشه باشه باشه : پرندهاى شكارى از تيرهء بازها . از آن به مناسبت در باب صيد و ذباحه و اطعمه و اشربه ياد شده است . باشه از پرندگان حرامگوشت است . « 1 » حيوان شكار شده توسط باشه در صورتى حلال است كه پس از شكار زنده باشد و بر آن تذكيه ( - - ) تذكيه ) واقع شود . « 2 » ( - - ) پرنده ) باصره - - ) بينايى باضعه باضعه : جراحت موجب شكافتگى گوشت . در اينكه باضعه به جراحتى گفته مىشود كه موجب شكافتگى گوشت به مقدار اندك شود يا جراحتى كه موجب شكافتگى آن به مقدار زياد گردد امّا به پردهء استخوان ( سمحاق ) نرسد ، اختلاف است . جراحت يا در حدّ خراشيدگى پوست است يا در گوشت نيز نفوذ مىكند ليكن به مقدار اندك و يا عمق نفوذش در گوشت زياد است ليكن به پردهء استخوان ( سمحاق ) نمىرسد . در كلمات فقها براى سه مرتبهء ياد شده از جراحتها چهار اسم ذكر شده است : حارصه ، داميه ، باضعه ، و متلاحمه
--> ( 3 ) . جواهر الكلام 42 / 402 ( 4 ) . مبانى تكملة المنهاج 2 / 302 ؛ مهذب الاحكام 29 / 209 ( 5 ) . جواهر الكلام 43 / 282 - 283 ؛ مبانى تكملة المنهاج 2 / 319 و 327 . 1 . جواهر الكلام 36 / 298 2 . 9 .